محمد مهريار
510
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
همان صورت شاهيج و ناهيج « 1 » هم زيباتر و هم بهتر توضيح دهندهء معناى آنهاست و بىشبهه شايج و نايج تخفيف يافتهء همان دو كلمهء شاهيج و ناهيج است . « 2 » دربارهء شبكهء آبيارى كهن اصفهان و انشاى نهرها از رودخانهء زايندهرود در عنوان ديگرى در اين فرهنگ « 3 » توضيح دادهايم . در اينجا همينقدر مىگوييم كه اين دو مادى به موازات هم از جنوب غربى اصفهان در كرانهء جنوبى رودخانه از زايندهرود جدا شده و باغهاى مشهور و قديمى فرحآباد ، هزارجريب ، سعادتآباد ، و غيره را مشروب مىساختهاند تا وقتى كه سرزمينهاى جنوب اصفهان در سوى خاور به بلوك كراج مىرسيدهاند . مادى شايج از مقابل كوه دنبه در شرق اصفهان كمى پايينتر از مادى گارلادن از رودخانه جدا مىشود و ديههاى مهم سيچان ، شهرز ، كولهپارچه و دستگرد و فرحآباد و بسيارى ديگر را مشروب مىكرده است . بهطورى كه معلوم مىشود اين مادى به 194 سهم تقسيم مىشده و هر ديهى سهم خود را داشته است . « 4 » اما مادى نايج از مقابل مادى قمش و از زير مادى شايج در همان نواحى كه مادى شايج منشعب مىشده از رودخانه جدا مىشود و به 135 سهم تحت القراء تقسيم مىشود و باغستانهاى سعادتآباد ، چهارباغ ، قريهء سيچان ، قينان ، جولاهه ( جلفا ) ، قريهء مارنان و شهرستان را مشروب مىكرده است . چون غرض ما در اينجا عمده بر شناخت و توضيح و تشريح نام كهن و زيباى اين دو مادى است مىپردازيم به نام آنها . واژهشناسى : واژهء شاهيج در تقطيع به صورت « شاه + ايج » در مىآيد با جزء اول آن « شاه » ( و مخفف آن « شا » و « شه » ) آشنا هستيم به معناى پادشاه و سلطان است ولى جزء دوم « ايج » همان است كه مكرر دربارهء آن بحث كردهايم و گفتهايم كه « آز » و « ايز » و « ايج » و « ايژ » و « اير » و امثال اينها همه علامت نسبت است ، چنان كه در خود ايچ ( فارس ) و ايزه ( خوزستان ) و غيره و غيره همهء اينها نسبت را مىرساند . در واژهء جنديج كه بندى است در
--> ( 1 ) - در تداول عامه به اين صورت مرسوم بود . ( 2 ) - ن . ك . به : « طومار سهام آب زايندهرود » ، مقالهء نويسنده در فصلنامهء فرهنگ اصفهان ، سال 79 ، شمارهء 15 . ( 3 ) - ن . ك . به : عنوان قمش در اين فرهنگ . ( 4 ) - ن . ك . به : طومار شيخ بهائى كه تفصيل اين سهام مشروحا در آن آمده است و براى نامواژهها ن . ك . به : همان عناوين در اين كتاب .